على محمدى خراسانى
254
شرح منطق مظفر (فارسى)
پس انسان مىتواند از منافع آنها بهرهمند شود ولى بدون جهت درصدد آزار آنها بر آيد كار زشتى كرده است . و نيز مىبينيم كه همهء افراد جامعه ، انسانهايى را كه به افراد مريض و مستضعف و بىسرپرست كمك مىكنند و براى ايتام و مجانين ، دار الايتام و دار المجانين و . . . تشكيل مىدهند اينها را همه مدح نموده و كارشان را حسن و بايستى مىدانند و اين به مقتضاى حالت دلسوزى و شفقت و رحمتى است كه در افراد بشر وجود دارد . و نيز همهء انسانها كشف عورت را تقبيح كرده و ستر آن را تحسين مىكنند و اين نيست مگر به خاطر حالت نفسانى حجب و حياء كه در انسانها وجود دارد . همچنين همهء انسانها مدافعين از اهل و عيال ، قوم و قبيله ، كشور و وطن ، دين و مذهب و . . . را تحسين مىكنند چون اين امر مقتضاى غيرت و مردانگى است و شخص مدافع اين را براى خويش ننگ و عار مىشمارد كه سكوت كرده ، دست روى دست گذاشته و اقدامى ننمايد . ه . عاديات قسم پنجم از اقسام مشهورات عبارتند از قضاياى عاديه يا عاديات و آنها قضايا و تصديقاتى هستند كه در ميان مردم شهرت دارند و جمهور يعنى همهء مردم آنها را قبول دارند و مما تطابق عليها آراء العقلاء هستند و سبب اين اشتهار و تطابق آراء ، وجود عادات عامه و خاصّه در ميان انسانهاست كه به مقتضاى آن حكم به حسن برخى از اعمال و قبح بعض ديگر مىكنند . مثلا عادت انسانها بر اينست كه به احترام شخص تازه وارد از جاى برمىخيزند ، يا از شخص مهمان به بهترين شكل پذيرايى مىكنند ، يا دست مرجع تقليد يا شخص اوّل مملكت را مىبوسند و . . . و به مقتضاى عادت انجام چنين كارهايى را لازم مىشمارند و آن كس را كه از اين عادت خارج شود و آن را زيرپا گذارد تقبيح مىكنند . عادتها انواع و اقسامى دارند : 1 . عادتهاى عامّه كه در ميان همه يا عدهاى از مردم دنيا رايج است و خود اقسامى دارد : الف . مخصوص مردمان يك شهر است . مثلا تهرانىها داراى فلان عادتاند و يا اصفهانىها فلان خصلت را دارند و . .